مثل زلزله ده ریشتری قلبم رو لرزوندی
حالا من موندم و ی روح زخمی و زیر اوار مونده
این منِ به سه نقطه خورده عجیب توسط همان سه نقطه های بعدی خورده شدم
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
ای بی معرفت
بغض هم ک تو را بگیرد رهایش میکنی
اصلا چیزی هست ک تو ان را محکم بگیری؟!
عجب زر مفتی بود هااااا
زر دون یت بگنده !
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
درست مثل زمانی ک
برایم دست تکان دادی
در گوشم نجوای عاشقی کردی
مثل اشک از چشمانت فرو افتادم
بخدایم سپردی
درست مثل همان زمان
حالم خراب ست خرابِ خراب
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
خب دل ست دیگر
گاهی عجیب و سخت میگیرد
میگیرد تا بگریاند
در میان این همه هیاهوی غریزی مانده م با این همه عجایب سخت
اندوه تو را کجای این دل لامصب زبون نفهم جا بدهم
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
چاره ای نیست
همین ست دیگر
باید دیکته کرد یا شاید جریمه نوشت روزهای ساده گی
هععععی با توام تویی ک در جغرافیای ذهن نابودم جولان میدی
اره با توام دیگه
رسما به سه نقطه رفته م
به جان خودت خسته م کم مرا بچرخان
با این همه صبوری چ خاکی به سرم بزنم ؟!
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
زندگی چیز خوبی نیست
تا کمی بهش رو میدی گند میزنه به روزگارت
باهاش درگیرم ولی شک ندارم بی جهت به جهتی میرم ک سهم من نیست
یجورایی در این زندگی مضخرف بُر خوردم
بحث همان بچرخ تا بچرخیم رو تداعی میکنه
مثل اش کشک خونه خاله میمونه
بخوری پاته نخوری هم پاته !
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
ی چیز احمقانه در مورد خودم کشف کردم
وقتی نیستی هویت من مثل اشیا گم شده مفقود میشه
برچسب: سرنوشتشادمهر,
نویسنده: ایلیا خوشنام
اخر همه دلشوره ها در پیچ تکرار بازم میرسم به بحث داغ این روزا
این روزا دلم عجیب برای خودم و دلواپسی هام تنگ میشه
یکی نیست با زدن نیشتر و تلنگر بهم بگه " هعععی این گوری ک بالا سرش اشک میریزی خالیه !
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
صدای مهیبی داشت
ترکیدن بادکنک رویاها رو میگم !
چ خوشگل بالا میرفت حیف شد !!
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
من و زمان هر دو به خط پایان رسیدیم
اصنم حوصله قیافه های دورو برم رو ندارم
خدایا بدادم برس
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
در من هر شب
شعر تازه ای در حال روییدن ست
تا پر شوم از شکوفه های یاد تو
و کلامی اکنده از عطر عشق
ک در برابر چشمانت
اغواکرانه طنازی میکنند
تا لحظات طاعون زده م
در شبهای تاریک و نحس تنهایی
محبوس رویاهای دست به چانه
ته مانده های حسرت را
با رد پای تو تا سپیده دنبال کند
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
شب ست دیر وقت
بجز دوستت دارم باقی کارها بماند برای فردا
فیروز کوهی
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
سوگند به تو
و چشمانی
ک تقدیر مرا ورق خواهد زد ...
تمامی واژه هایم پروانه شدند
و از دیار بی سرانجامی
سفر کردند
حالا من مانده م و تو
و یک دنیا حرف نگفته و اغوشی
ک سرزمین من ست
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
برچسب: مینویسم,
نویسنده: ایلیا خوشنام
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام
برچسب:
نویسنده: ایلیا خوشنام